شهاب الدين احمد سمعانى

190

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

مدينهء طينه را راست بداشت به دويست و چهل عمود راست قد مستوى خلق . و آن اعمده عظام بود . آنگه آن ذات را مستمرّ كرد به هفتصد و بيست بند ، و آن اعصاب بود . خزاين بنهاد پرجواهر مختلف لون ، چون دماغ و نخاع و قلب و طحال و امعا . شوارع خط بر كشيد و طريق 30 پديد آورد ، درها بگشاد ، و چشمه‌ها و عيون استخراج كرد ، انهار بنهاد ، سيصد و شصت جدول بساخت ، از باره‌اى كه گرد بر گرد او بود ، دوازده روزن بگشاد : اذنان و عينان و منخران و سبيلان و ثديان و فم و سرّه . شش خادم به خدمت اين مدينه فراز كرد ، چون قوّت جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه و ناميّه و غاذيّه . پنج حارس حريص را به حفظ وى موكّل كرد عبارت از آن حواسّ خمسه . آنگه اين شارستان را در بالا بداشت بر سر دو استون ، و او را حركت داد به شش جهت . آنگه آنچه سرّ مسئله است در اين شهر ، سه گروه مختلف را جمع كرد : قبيله‌اى از جنّ ، و قبيله‌اى از انس ، و قبيله‌اى از ملك ، و آنگه پادشاهى را به سر ايشان فراز كرد و آن پادشاه را اسامى ايشان در آموخت و او را به حفظ و حراست اين مدينه بفرمود ، و گفت : أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ . و ايشان را به طاعت وى فرمود . وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ، فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ * ، و هو الهوى . و آن دو عمود دو پاى است 31 ، / b 60 / و آن دو جناح دو دست ، و آن شش جهت : پس و پيش و راست و چپ و بالا و زير ، و آن قبايل چون معانى كه در وى مودّع است نفس شهوانى كه اشارت به وى اين است كه إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ، بر مثال جنّ و شياطين است و نفس حيوانى كه نفس لوّامه است بر مثال انس است ، و نفس مطمئنّه كه در زير اثقال راه مطمئنّ است ، و اشارت به وى در مصحف مجد اين است كه يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ بر مثال ملايكه است و پادشاه همه دل است چون حال جسد و آنچه در وى است از غرايب تركيبات اعضا و فنون تأليفات مفاصل اعتبار كنى ، گويى كه جسد سرايى است آراسته . و چون حال و روح و عجايب تصرّفات وى در كالبد اعتبار كنى ، گويى كه دل كدخدايى است در سراى خود متصرّف . و اين معنى را شرح داده آمد بر ايجاز ، در ماضى . و از وجه ديگر چون به عين بصيرت نظر كنى ، تن خود را بينى با اختلاف اشكال و اعضاى خود ، چون دكّانى ، و دل چون صانعى ، و جمله اعضاى جسد مروى را 32 به منزلت ادوات صانع . دل به هر عضوى عملى آشكارا كند ، چنان كه صانع به هر اداتى عملى پيدا كند . نجّار به تيشه بپيرايد به ارّه به دو بيارد ، و بمثقب 33 سوراخ كند . و همچنين حدّاد و ديگر